{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♡چندپارتی♡

♡چندپارتی♡
نام:𝐄𝐜𝐡𝐨𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐇𝐨𝐦𝐞
♡PART:2


بخش هایی از گذشته رمان که باید بدونید :«جیمین و یوچان تنها اعضای خانواده یونجی هستن،چون متاسفانه پدر و مادرشون درحالی که یونجی ۴ ساله بود در تصادفی خفیف جان باختند ، اما یوچان بیچاره مجبور شد برای مراقبت از خواهر و برادرش ترک تحصیل کنه و بره سر کار و برای همین جیمین تو خونه می‌موند تا از یونجی مراقبت کنه به خاطر همین یونجی به جیمین بیشتر از یوچان وابسته بشه »

ادامه داستان:
در اتاق جیمین همه چیز پر از هیجان بود.
عکس های جیمین و رزی روی میز پخش بود ،رزی دختری بود با چشمانی نافذ و لبخندی که انگار نور خورشید را در خودش داشت .

جیمین عاشق او بود نه به خاطر زیبایی اش بلکه به خاطر روحی که داشت ،رزی تنها کسی بود که بعد از یونجی او را در اوج خستگی به خنده بیاورد.
جیمین رو صندلی نشسته بود و با گوشی ور می‌رفت ،او می دانست که دختر کوچک او دیگر مثل قبل به اتاقش نمی آید تا برایش تعریف کند که در مدرسه چه اتفاقی افتاد یا از خاطره های خوبش از دوستانش بگوید، جیمین میخواست ریشه ی این ناراختی رو پیدا کنه .
اون تصمیم گرفت به جیا صمیمی ترین دوست یونجی پیام بده ، چون جینا تنها کسی بود که یونجی تمام راز هاش رو به او می‌گوید .
جیمین تایپ کرد :{جیا سلام ببخشید مزاحمت میشم. جیمینم برادر یونجی ،میخواستم بپرسم یونجی این روز ها حالش خوبه؟چیزی به تو نگفته؟آخه انگار خیلی تو خودش فرو رفته و من واقعاً نگرانشم, می‌خوام بدونم چیزی شده که من متوجه نشدم؟.}و پیام رو فرستاد
اما در همان لحظه یونجی در اتاق خودش لای پتو پیچیده بود و از هق هق بدنش می‌لرزید چون فکر می کرد اگر اجازه بده جیمین بره، اگه اجازه بده رزی وارد دنیای اونا بشه دیگه هیچی مثل قبل نمیشه ، از جای دیگه فکر میکرد عشق زیاد اون به برادرش مانعی برای خوشبختی جیمینه .
این فکر ها مثل خوره ای به جانش افتاده بود و هر شب او را با گریه های بی صدا به کام تنها میبرد .✨


----------------------------------------------------------------------
اگه اشتباه تایپی داشت به بزرگی خودتون ببخشید ، و ممنون که حمایت میکنید 🎀🌝
دیدگاه ها (۰)

♡چندپارتی♡نام:𝐄𝐜𝐡𝐨𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐇𝐨𝐦𝐞♡PART:¹♡یونجی با اون موهای پریشو...

توضیحات راجب این:زوج هانزوکو×زنیتسوروبی×آکوا(خواهر برادر نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط