{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان دیروز...........ته صف بودم، به من آب نرسید.

داستان دیروز...........ته صف بودم، به من آب نرسید.
بغل دستیم لیوان آبش را داد دستم.
گفت من زیاد تشنه‌‌ام نیست.
نصفش را تو بخور.
فرداش شوخی شوخی به بچه‌ها گفتم از فلانی یاد بگیرید، دیروز نصف آب لیوانش را به من داد...

یکی گفت:
لیوان‌ها همه‌اش نصفه بود!
دیدگاه ها (۳)

بیشعوری را به نسل بعد منتقل نکنیم!!! آشغال نریزیم!

دیشب بابام اومد پیشم میخواست بگه دخترم بامن صادق باش گفت دخت...

گربرسر نفس خود امیری مردی گر بر دگری خورده نگیری مردیمردی نب...

فیک مافیاها پارت ۳۱ته: زود باش بانی بلند شوکوک: اههه بزار بخ...

برادرای هایتانی پارت ۲۷

which one part 10 اول یه نگاهی به من کردمن هم زیر لب زمزمه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط