{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان دیروز...........ته صف بودم، به من آب نرسید.

داستان دیروز...........ته صف بودم، به من آب نرسید.
بغل دستیم لیوان آبش را داد دستم.
گفت من زیاد تشنه‌‌ام نیست.
نصفش را تو بخور.
فرداش شوخی شوخی به بچه‌ها گفتم از فلانی یاد بگیرید، دیروز نصف آب لیوانش را به من داد...

یکی گفت:
لیوان‌ها همه‌اش نصفه بود!
دیدگاه ها (۳)

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

.....//برده ی زیبا//.....

KIM V

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "26" • • • • • • • • • "ه...

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط