پارت اول سناریو عه ترکم کن
پارت اول سناریو عه ترکم کن
توضیحات:ات یک دختر کاملا مظلوم و مهربون بود که یک شوهر داشت اما مشکل این بود ات فقط 14 سالش بود و شوهرش 38سالش بود اسم شوهرش هم کیم تهیونگ بود اما ات به زور و بخاطر خانواده اش باهاش ازدواج کرد و حالا تهیونگ بچه میخواست...
ات:چیی؟
تهیونگ:من یه بچه میخوامم(داد)
ات:من فقط 14سالمه نمیتونم حامله شم ( داد و گریه)
راوی:عرررر بچمم گریه نکن فدات شم
ویو تهیونگ:یهو دیدم ات داره گریه میکنه و نرم شدم و یهو پرید بغلم وگفت:میشه بهم فرصت بدی تا 19سالم شه؟
من هم بهش گفتم:نه حداقل تا 16سالگیت صبر میکنم
ات:باشه ممنون ( و یه بوسه ی اروم روی لب تهیونگ گذاشت)
ویو ات:خب راستش یه چند وقتی هست احساس میکنم دارم عاشق تهیونگ میشم ولی میترسم که اتفاقی برام بیوفته پس عشقمو مخفی میکنم...
توضیحات:ات یک دختر کاملا مظلوم و مهربون بود که یک شوهر داشت اما مشکل این بود ات فقط 14 سالش بود و شوهرش 38سالش بود اسم شوهرش هم کیم تهیونگ بود اما ات به زور و بخاطر خانواده اش باهاش ازدواج کرد و حالا تهیونگ بچه میخواست...
ات:چیی؟
تهیونگ:من یه بچه میخوامم(داد)
ات:من فقط 14سالمه نمیتونم حامله شم ( داد و گریه)
راوی:عرررر بچمم گریه نکن فدات شم
ویو تهیونگ:یهو دیدم ات داره گریه میکنه و نرم شدم و یهو پرید بغلم وگفت:میشه بهم فرصت بدی تا 19سالم شه؟
من هم بهش گفتم:نه حداقل تا 16سالگیت صبر میکنم
ات:باشه ممنون ( و یه بوسه ی اروم روی لب تهیونگ گذاشت)
ویو ات:خب راستش یه چند وقتی هست احساس میکنم دارم عاشق تهیونگ میشم ولی میترسم که اتفاقی برام بیوفته پس عشقمو مخفی میکنم...
- ۶۶۴
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط