دانی که چرا زمیوه ها سیب نکوست

دانی که چرا زمیوه ها سیب نکوست

نیمش رخ عاشق است و نیمش رخ دوست

آن زردی و سرخی که درآن می بینی

زردی رخ عاشق است و سرخی رخ دوست....

آن دوست که بی وفاست دشمن به از اوست

آن نقره که بی بهاست آهن به از اوست
دیدگاه ها (۳)

تو را من چشم در راهمشباهنگام،نههر هنگامبه هر هنگام و هر ساعت...

سیرتت را پاک کن تا صورتت عالی شودحالتت را بگذار زین پس احسن ...

این شعر را برای تو می گویم در یک غروب تشنهٔ تابستان در نیمه ...

شهر دل را با تو تابان می کنم قدری بمان با غزل همواره طوفان م...

ان دوست که بی وفاست، دشمن به از اوستآن سکه که بی بهاست،آهن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط