{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرفی دگر برای سرودن نمانده است

حرفی دگر برای سرودن نمانده است
فرقی میان رفتن و بودن نمانده است
دیگر تمام دار و ندارم به باد رفت
حتی گلوی بغض نمودن نمانده است
درکوچه های خلوت شب پرسه میزنم
دیگر مجال خسته نبودن نمانده است
وقتی تمام هستی من خاک بودن است
حرفی دگر برای سرودن نمانده است...
دیدگاه ها (۲)

شیرمرد کوردستان

اریکا در فیلم teenwolf ♥

عشق است

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

گاهی بزرگ‌ترین دلتنگی، برای کسی نیست که دوستش داشتی؛ برای رف...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط