غصه ایی ک نهایتش را نمیتوان فهمید!
غصه ایی ک نهایتش را نمیتوان فهمید!
یآفت و دید دلگیر و خسته از مزرعهایی سیاه و زرد گندیده فرار کرده و ب چاهی رسیده خشک شده و بیآب!
جیغُ فریاد در دوردست ها،،،گذر طرح تقارن ثانیه های قرن گونه!و در آن خمار انگیز ترین سراب سُرخ ، غبار آلودی چشمها را ب پلک زدن وا میداشت.
من بسی غافل...!
ستارهایی در دل آسمان در برجک قلهی سوزنی شکل رو بِ پایین قلبم،در گمراهی خفه شده،و نهایت خود را ب پایان رسانیدم!
@elisaw_
یآفت و دید دلگیر و خسته از مزرعهایی سیاه و زرد گندیده فرار کرده و ب چاهی رسیده خشک شده و بیآب!
جیغُ فریاد در دوردست ها،،،گذر طرح تقارن ثانیه های قرن گونه!و در آن خمار انگیز ترین سراب سُرخ ، غبار آلودی چشمها را ب پلک زدن وا میداشت.
من بسی غافل...!
ستارهایی در دل آسمان در برجک قلهی سوزنی شکل رو بِ پایین قلبم،در گمراهی خفه شده،و نهایت خود را ب پایان رسانیدم!
@elisaw_
- ۳.۱k
- ۰۲ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱.۳k)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط