{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایانی بی آغاز

پایانی بی آغاز
p6

م. آیلین: حرف دهنتو بفهم، وسایلتو جمع میکنی چهار روز دیگه میریم خونه ی بالای جدیدت، حق اعترض هم نداری سه روز دیگه میان دنبالمون

آیلین: من با تو هیچ گورستونی نمیام

م. آیلین: میای، خوبم میای

(مامان آیلین از اتاق رفت)

آیلین:هی، دارم حرف میزنم. "صدای بلند"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ویو آیلین:

اصلا به درک
آخر که از دستشون فرار میکنم
فک کرده کیه؟
دوماه، دوماه دیگه تا هیجده سالگی، فقط دوماه باید تحمل کنم، هوف

ویو م. آیلن:

از اتاق اومدم بیرون، معلوم بود عصبی شده ولی نمیشه کاریش کرد من کارای عروسی رو قبلا انجام دادم
باید باهاش کنار بیاد

ــــ ویو سه روز بعد، روز اسباب کشی ــــ

ادامه دارد... ✨
#جونگکوک#تهیونگ#نامجون#شوگا#یونگی#جیهوپ#جیمین#بنگتن#بی_تی_اس#جین#فیک#فیک_نویس#فیکشن#رمان
دیدگاه ها (۲)

پایانی بی آغاز p6ویو آیلین: با صدای آلارم گوشیم از خواب پاشد...

به سلامت^_^#جونگکوک#تهیونگ#وی#نامجون#یونگی#شوگا#جیمین#جین#جی...

پایانی بی آغازp5ویو آیلین: رفتم داخل، یه دقیقه خونه رو با آش...

پایانی بی آغازp4ویو جون ووک (همون آدم روباعه): داشتم دنبال ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط