پایانی بی آغاز
پایانی بی آغاز
p6
ویو آیلین:
با صدای آلارم گوشیم از خواب پاشدم ولی مثله سگ خوابم میومد
کلا دو ساعت خوابیدم چون داشتم وسایلمو واسه امروز آماده میکردم
بزار اول یه زنگ به مامان بزنم ببینم کی باید آماده باشم📱📞
ـــــــــــــــــ
ــــــــــــــــ مکالمه📞ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
م. آیلین: الو، جانم؟
آیلین: مامان کی باید آماده باشم؟
م. آیلین: نگو که تا الان خواب بودی
آیلین: خواب بودم
م. آیلین: لعننی، زود پاشو آماده شو ما تا چهل دقیقه دیگه میرسیم
آیلین: شتت، باشه باشه خدافظ
م. آیلین: بدو، خدافــــ...
//پایان تماس//
آیلین: شت، شت دهنم سرویسه
سریع شیرجه زدم تو حمام و یه دوش ده دقیقه ای گرفتم اومدم بیرون موهامو خشک کردمو چتری پرده ای هامو حالت دادم و موهامو باز گذاشتم.
یه کراپ مشکی پوشیدم با یک شلوارک مشکی، سریع یه میکاپ خیلی لایت کردم چون اصلا نیازی به میکاپ نداشتم و استایلمو با یه کیف مشکی و جردن سفید تمام کردم
که یهو مامانم زنگ زد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مکالمه📞ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیلین: الو؟
م. آیلین: دخترم بیا پایین
آیلین: اه لعنتی(زیر لب) باشه اومدم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــپایان مکالمه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چمدون های مشکیمو که برچسب ستاره روش داشتو برداشتم و عطرمو زدم و گوشیم، ایرپاد ، شارژر، لیپ گلاس، عطر و تینتمو گذاشتم تو کوله پشتیم و هدفونه مشکیمو انداختم دور گردنم و چنتا اکسسوری هم انداختم.
چمدونو با همه وسایلم برداشتم و رفتم پایین.
اول پیداشون نکردم ولی بعد شیشه ی یک ماشین مشکی اومد پایین و مامانم از داخلش برام دست تکون داد، هه پس یارو پولداره
راننده پیاده شد و چمدونم رو ازم گرفت و گذاشت تو ماشین، میخواست کیفم رو بگیره که...
آیلین: ممنون، لازم نیست میخوام پیش خودم باشه
راننده: چشم
سوار ماشین شدم و مامانمو دیدم که جلو نشسته ولی من رفتم عقب و هدوفنمو گذاشتم رو گوشمو یه و گرفتم کپه ی مرگمو گذاشتم.
ادامه دارد... ✨
#فیکشن#فیک_نویس#فیک#رمان
#جونگکوک#تهیونگ#نامجون#وی#شوگا#یونگی#جیهوپ#جین#جیمین
حمایتم کنیددد🤍
p6
ویو آیلین:
با صدای آلارم گوشیم از خواب پاشدم ولی مثله سگ خوابم میومد
کلا دو ساعت خوابیدم چون داشتم وسایلمو واسه امروز آماده میکردم
بزار اول یه زنگ به مامان بزنم ببینم کی باید آماده باشم📱📞
ـــــــــــــــــ
ــــــــــــــــ مکالمه📞ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
م. آیلین: الو، جانم؟
آیلین: مامان کی باید آماده باشم؟
م. آیلین: نگو که تا الان خواب بودی
آیلین: خواب بودم
م. آیلین: لعننی، زود پاشو آماده شو ما تا چهل دقیقه دیگه میرسیم
آیلین: شتت، باشه باشه خدافظ
م. آیلین: بدو، خدافــــ...
//پایان تماس//
آیلین: شت، شت دهنم سرویسه
سریع شیرجه زدم تو حمام و یه دوش ده دقیقه ای گرفتم اومدم بیرون موهامو خشک کردمو چتری پرده ای هامو حالت دادم و موهامو باز گذاشتم.
یه کراپ مشکی پوشیدم با یک شلوارک مشکی، سریع یه میکاپ خیلی لایت کردم چون اصلا نیازی به میکاپ نداشتم و استایلمو با یه کیف مشکی و جردن سفید تمام کردم
که یهو مامانم زنگ زد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مکالمه📞ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیلین: الو؟
م. آیلین: دخترم بیا پایین
آیلین: اه لعنتی(زیر لب) باشه اومدم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــپایان مکالمه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چمدون های مشکیمو که برچسب ستاره روش داشتو برداشتم و عطرمو زدم و گوشیم، ایرپاد ، شارژر، لیپ گلاس، عطر و تینتمو گذاشتم تو کوله پشتیم و هدفونه مشکیمو انداختم دور گردنم و چنتا اکسسوری هم انداختم.
چمدونو با همه وسایلم برداشتم و رفتم پایین.
اول پیداشون نکردم ولی بعد شیشه ی یک ماشین مشکی اومد پایین و مامانم از داخلش برام دست تکون داد، هه پس یارو پولداره
راننده پیاده شد و چمدونم رو ازم گرفت و گذاشت تو ماشین، میخواست کیفم رو بگیره که...
آیلین: ممنون، لازم نیست میخوام پیش خودم باشه
راننده: چشم
سوار ماشین شدم و مامانمو دیدم که جلو نشسته ولی من رفتم عقب و هدوفنمو گذاشتم رو گوشمو یه و گرفتم کپه ی مرگمو گذاشتم.
ادامه دارد... ✨
#فیکشن#فیک_نویس#فیک#رمان
#جونگکوک#تهیونگ#نامجون#وی#شوگا#یونگی#جیهوپ#جین#جیمین
حمایتم کنیددد🤍
- ۷.۲k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط