از آن دم که دوستت داشتم

از آن دم که دوستت داشتم
جهان، از آنچه بود، زیباتر شد!
گل‌ها روی شانه هایم به خواب می‌روند!
خورشید بر کف دستانم می‌چرخد!
و شب، جویباری از نواها است!

#عبدالقادر_مكاريا
دیدگاه ها (۰)

محبوبم، به تو که می‌رسم، انگار از قحطی برگشته‌ام. کورمال‌کور...

روی احساس خیال دم آن پنجره ی روبه خدادستِ تقدیر و قضابرلب تش...

‌‏به باز آمدنت چنان دلخوشم‌‏که طفلی به صبحِ عید ‌‏پرستویی به...

تولبخند می زنی و بهار تنها فصل تقویم من می شود#آرش_شریعتی

آقای منمهدی جان سلامگفته اند امشب، لیله الرغائب است، شب آرزو...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

چپتر ۴ _ شعله ای در دلروزها برای لیندا مثل قفسی بسته بود.زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط