{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر این پنجره بگشای که من

دیگر این پنجره بگشای که من

به ستوه آمدم از این شب تنگ...

آری، این پنجره بگشای که صبح

می‏درخشد پسِ این پرده‏ ی تار...
دیدگاه ها (۱)

امکان ندارد کسی تو را بیشتر از من دوست داشته باشد...!اصلاً ح...

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرمه...

منتظر کسی باش که اگه حتی در ساده ترین لباس بودی حاضر باشه...

بی تو مگر دیگر برایم حال ماندهای آسمان خواهان تو بی بال ماند...

چشم بگشودم و دیدم ز پس صبح شبابروز پیری به لباس شب تار آمده ...

❣️صبح، هماندوست داشتن توستڪه هر روزاز پشتِ پنجره ے پلک هایت...

من و ماه همزادیم؛مغروریم به عشقِ خورشید،به نوری که از او می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط