{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲

پارت ۱۲
شروع :
وید ات
از خواب بیدار شدم دستام بسته بود لباسام هرکدوم یک جا افتادن هر چقدر زور زدن نتونستم دستمو باز کنم
ته یهو اومد داخل
ته : هه تا تو باشی دفعه بعدی فکر فرار سرت نزنه
ات: دستامو باز کن
ته : باشه
ته دستا ات باز کرد
ات: برو بیرون میخوام لباس بپوشم
ته: با اینکه تمام بدنت دیدم باشه نمیخواد بری لباس بپوشی برو حموم
ات : باشه حالا برو
ات رفت حموم لباس پوشید
۶ ماه بعد
این دوتا دوست پسر دوست دختر شدن
ویو ات
با ته قهرم چون که با دختر خالش گرم گرفته بود
ته برگشت خونه
پایان پارت ۱۱
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۳ شروعته با عروسک گل اومد خونه ات : برگشتی (سرد) (سرش ...

پارت ۱۴شروع :ات : باشه باباته: من میرم بیرون ۳۰ ساعت بعدویو ...

پارت ۱۱شروعبادیگارد: خانم مم ف ف فرار کردنته: چجوری عوضیبادی...

پارت ۱۰شروع میکنم شامشون خوردنرفت سمت اتاق خواب ته پشت ات می...

ویو خونه آت :زبان «نویان »خودم جیمین داره تهیونگ رو اروم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط