{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو خونه آت :زبان «نویان »خودم

ویو خونه آت :زبان «نویان »خودم
جیمین داره تهیونگ رو اروم می‌کنه ولی نمیتونه آت از خنده جر خورده و در همین حین صدای زنگ در میاد
آت :داداش کی آمده
ته ته :فکر کنم جونگ کوک برو لباسات رو بپوش دارم سکته میکنم خدا
جیمین :من میرم درو باز کنم جونگ کوک بد بخت زیر باش علف سبز شد
آت :باشه من میرم لباس بپوشم
رفتم بالا و لباس هام رو بپوشم که یهو دیدم در باز شد هانا بود
هانا :اوووو چرا لباس تنت نی میای باهم 😈
آت :برو گمشو هانا ااااتو اینجا چیکار می‌کنی
هانا :آروم باش بابا با یونگی کوکی آمدم
آت :مگه یونگی کوک همو میشناسن
هانا :اره خیلی باهم خوبن
آت :عه پشمام
هانا :من میرم پاییت تو لباسات. و بپوش
آت : باشه
هانا :خدافظ
آت :صبر کن یهلحضه
هانا: چرا
آت :جونگ کوک چه شکلی هست استرس دارم
هانا :خیلی خوبه روی دستش تتو داره خیلی عضله ای هست پرسینگ داره
دیدگاه ها (۳)

استایل های پسرا برای مهمونی

آت :لباسام رو پوشیدم و از پله ها رفتم پایین که دیدم هیچکی خ...

ویو جونگ کوک : امروز قرار بود برم آت رو ببینم پاشدم رفتم سمت...

ویو آت : لباسام رو پوشیدم پاشدم که برم خرید به هانا زنگ زدم...

هانا:چییییی بزرگ ترین و خشن ترین مافیا بهت گفته عشقمم وایی آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط