{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من کودکی را دیدم که برای بزرگ شدن خیلی شتاب داشت . پای در

من کودکی را دیدم که برای بزرگ شدن خیلی شتاب داشت . پای در کفش بزرگ ترها می کرد تا زودتر بزرگ شود ؛ اما چون بزرگ شد هماره در کوچه باغ های خیال در به در به دنبال دوران کودکی می گشت.

https://www.fanoos.gallery
https://telegram.me/fanoosgallery
دیدگاه ها (۱)

مالک یونا کمپانی استرابری

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p86هوا کاملاً تاریک شده بود.ابرهای خاکست...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

جنگل نفرین شده پارت ۳۰ (آخر)

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒صبح روز بعد، سئول هنوز درگیر ...

نقدی بر نسخه‌ی سینمایی «سرقت بزرگ اتومبیل 6»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط