سکوت ....:
سکوت ....:
سکوت ....:
نگهم خسته شده از در و دیوار سکوت
نفسم حبس شده بر لبه ی دار سکوت
در گریز از قفس تنگه , غم و تنهایی
من پناهنده شده باز ب دربار سکوت
کنج خلوت ب مداوای دلم مشغولم
شده ست ایندل دیوانه خریدارسکوت
دست معمارچنان ساخت مرادورزجمع
رای ما را بزد و برد ب دیدار سکوت
شانه هایم زیر بار غم و تنهایی و درد
خم شده تا ک نماند ب زمین بارسکوت
انچنان غرقه سکوتم ک ندیدم ک چرا
از همه کس ببریدم ک شدم یار سکوت
چ کنم پای ندارم , ک گریزم ب روم
تا دگر کار نیفتد , ب سر و کار سکوت.
سکوت ....:
نگهم خسته شده از در و دیوار سکوت
نفسم حبس شده بر لبه ی دار سکوت
در گریز از قفس تنگه , غم و تنهایی
من پناهنده شده باز ب دربار سکوت
کنج خلوت ب مداوای دلم مشغولم
شده ست ایندل دیوانه خریدارسکوت
دست معمارچنان ساخت مرادورزجمع
رای ما را بزد و برد ب دیدار سکوت
شانه هایم زیر بار غم و تنهایی و درد
خم شده تا ک نماند ب زمین بارسکوت
انچنان غرقه سکوتم ک ندیدم ک چرا
از همه کس ببریدم ک شدم یار سکوت
چ کنم پای ندارم , ک گریزم ب روم
تا دگر کار نیفتد , ب سر و کار سکوت.
- ۱.۶k
- ۰۶ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط