{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت¹⁰

(عشق ابدی)

جیسو: چی؟ همراهاش! کدوم هماراهاش اون که کسیو نداشت!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ـ

پرستا۲:نن نمی دونم

(ذهن جیسو): یعنی کی مرخصش کرده؟

(از زبان جیسو): خیلی نگران جیمین بودم تو فکر بودم که یکی از پرستارا ااومد ت. اتاق و گفت

پرستار ۳: خانم پارک تلفن با شما کار دارع!

جیسو: چی؟ بامن؟

اومدم تلفن و برداشتم که تلفن یه دفه یی از دستم افتاد پرستارا اومدن دورم اشکام ریخت.. جیهوپ بود... فهمیدم که جیهوپ جیمین رو که بیهوش بوده برده

سرم گیج رفت میدونستم که جیهوپ بی رحمه و به جیمین صدمه می زنه برای همین تلفن رو برداشتم

جیسو: جی... جیمین پیش تو یــــه دیـــگــه مَ مگه نه؟(ترس)

جیهوپ: آفرین خیلی باهوشی درست حدس زدی

(از زبان جیسو): پام سست شد افتادم رو زمین ولی قط نکردم

جیهوپ: اگه می خوای جیمین آسیب نبینه به پلیس زنگ نزن

جیسو: با... باشه فقط بهش اسیب نزن

جیهوپ: ادرس می دم بیا جیمینو ببین ولی یادت باشه که تنها بیای

اینو که گفت فهمیدم خیلی جدیه نمی دونستم برای چی داره اینکارا رو می کنه

تصمیم گرفتم که تنهایی برم میدونستم که اگه جیمین این جا بود هیچوقت این اجازه رو به من نمی داد که تنهایی برم

تو فکر بودم که صدای پیامک گوشی به گوشم خورد سری گوشی رو برداشتم که دیدم حیهوپ آدرسو داد

تقدیم نگاهتون♡
دیدگاه ها (۲)

مسی بابت حمایتاتو😘😘😘😘❤❤❤اگه کسی جاموند ببخشید🤗❤🤗❤

سلام خوشگلا خوبین😘😘😘😘😘من این یه هفته رو نتونستم فعالیت کنم ب...

پارت⁹(عشق ابدی) کمرم خیلی درد گرفت ولی به زور از رو جیمین کن...

پارت⁸(عشق ابدی) جیهوپ: به تو ربطی نداره~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~...

پارت ۱۱🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤ویو جینبعد از اینکه گوشی رو قطع...

عاشقی و سختی

part:16name:عشق وجداییویو بورااز عمارت خیلی دور شده بودم ولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط