{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند .روزی دختر

جوانی عاشق دختری شد ومیخواست با او ازدواج کند .روزی دختر را به همراه دو دختر دیگر به منزل دعوت کرد و به مادر گفت میخواهم حدس بزنی که عشق من کدامیک است



بعد از رفتن آنها از مادر پرسید: توانستی دختر مورد علاقه مرا از این سه تا تشخیص بدهی .مادر گفت: بله
ومشخصات دختر را بیان کرد.پسر با تعجب پرسید: مادرم از کجا فهمیدی که این دختر مورد علاقه
من است؟
مادر جواب داد: نمیدونم چرا ازش بدم اومد!!

سلامتی همه مادرشوهرا ...
دیدگاه ها (۱۷)

تمام مکالمات من و بابام در طی سال: بیا ببین این گوشی من چشه ...

بابا من تا همین هفته ی پیش فکر میکردم اپوزیسیون همون اپیلاسی...

من همیشه اول برگه امتحانم مینویسم:مطالب مندرج در این برگه صر...

یه سریم عوض اینکه اینستاگرم بسازن تا لحظات به یاد ماندنی درش...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۴دست کوک از شدت شوک گوشی ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۰ | «حقیقتی که پنهان مانده...

جنگل نفرین شده پارت ۶

P : 18

★دستبند ما؟!...p⁵(end)با اطمینان گفتم:"همه چیز رو درست میکنم...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

چند پارتی از جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط