به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم

به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم

سعدی
دیدگاه ها (۴)

به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالمنظر به سوی تو دارم غلام روی...

الله اکبربه خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبمز خواب عاقبت آگه به...

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشمبدان امید دهم جان که خاک ...

با من بیابه کوچه های خلوت زخمی   به عشق  بازا بیاکه حرمت بار...

چو پرخاش بینی تحمّل بیارکه سهلی ببندد درِ کارزاربه شیرین‌ زب...

در آن ساعت که خواهند این و آن مُردنخواهند از جهان بیش از کفن...

به جفای تو من وفا کردم دادی تشناب من دعا کردم هرچه فرموده ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط