در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

سعدی
دیدگاه ها (۲)

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرمبه گفت و گوی تو خیزم به جس...

به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالمنظر به سوی تو دارم غلام روی...

با من بیابه کوچه های خلوت زخمی   به عشق  بازا بیاکه حرمت بار...

ای آنکهسطر سطر آسمان را می خوانی  و ای آنکهدر قاموس عشق هستی...

مجید بامری از مرزبانان بلوچستان

آرزو می‌کنم براتوننگاه‌های یواشکی‌ به اونی که دوسش داریدبشه ...

در آن ساعت که خواهند این و آن مُردنخواهند از جهان بیش از کفن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط