دلم می خواست، بنویسم، به دیوارِ دلِ سنگش
دلم می خواست، بنویسم، به دیوارِ دلِ سنگش
دلم تنگ است و میدانم کسی هم نیست دلتنگش
به آدم های اطرافم هزاران گونه شک دارم
شبیه کهنه سربازی به دنیای پس از جنگش
دوچشم میشی ات جوری دلش را برده از چوپان
که در نی می دمد اما، تو می ریزی از آهنگش
مسیرعاشقی گاهی به عکس رسم معمول است
شروع شاهی یوسف،زلیخا بودو نیرنگش
چه آورده ست این عشق این معما بر سر مردم؟
که هرجا برده می بینم به سینه می زند سنگش
دلم تنگ است و میدانم کسی هم نیست دلتنگش
به آدم های اطرافم هزاران گونه شک دارم
شبیه کهنه سربازی به دنیای پس از جنگش
دوچشم میشی ات جوری دلش را برده از چوپان
که در نی می دمد اما، تو می ریزی از آهنگش
مسیرعاشقی گاهی به عکس رسم معمول است
شروع شاهی یوسف،زلیخا بودو نیرنگش
چه آورده ست این عشق این معما بر سر مردم؟
که هرجا برده می بینم به سینه می زند سنگش
- ۱.۳k
- ۱۶ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط