در جست‌وجوی تو

در جست‌وجوی تو
اتوبوس سوق میکنه چری نیفتی رو بغل میکنه تا از پنجره به خاطر ریز بودنش نیوفته
چارلی وگی رو بغل میکنه هایک و آنجل همو بغل میکنن لوسیفر یاد روزی می افته که از بهشت همراه با لیلیث اخراج شد و به جهنم فرستاده شد قبلش تند میزد در اون لحظه لوسیفر شبیه یک کودک شد آروم اشک میریخت تا بلاخره الستر اونو تو آغوشش کشید و سعی کرد تا اونو آروم کنه هیش آروم باش لوسیفر آروم باش لوسیفر سفت پیرهن الستر و میچسبه
در اون طرف هاسک و آنجل گویی کدورت های خودشون رو کنار گذاشته بودن چون سفت همو بغل کرده بودن انگار که قرار نیست دیگه هیچ وقت همو بغل کنن ببین دعوا کنن حرف بزنن آنجل خیلی سفت تر از هاسک اونو بغل کرده بود و این باعث شد توی دل هایک چیزی تکون بخوره وتق اتوبوس پاین دره افتاد
در این ایجنا دونفر آسیب دیدن هدی بزنید کی و کی
دیدگاه ها (۵)

قسمت 13صبج روز بعد فرا رسید ث همه با صدای آزاردهنده دارکوب ش...

در آغوش تو. پارت ششملوسیفر که هنوز ذهنش پی اون قضیه بود، سعی...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۲۱ *سانیار*دیدم مروارید تو بغل رضا...

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

ابلیس

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 26_من آمادمجونگکوک ک...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

#چارلی#نیفتی #چری#لیلیث #وگی#ولوت#واکس #لوت#آدم#هاسک#انجل#ول...

#لوسیفر#مورنینگ_استار#لوسیفر_مورنینگ_استار#هازبین_هتل#هزبین_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط