{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان خواندنی!!!

داستان خواندنی!!!

انسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما به هیچ کسی ریالی کمک نمیکرد فرزندی هم نداشت وتنها با همسرش زندگی میکرد در عوض قصابی در آن شهر به نیازمندان گوشت رایگان میداد روز به روز نفرت مردم از این شخص سرمایه دار بیشتر میشد مردم هر چه اورا نصیحت میکردند که این سرمایه را برای چه کسی میخای در جواب میگف نیاز شما ربطی به من نداره بروید از قصاب بگیرید تااینکه او مریض شد احدی به عیادت او نرفت این شخص در نهایت تنهایی جان داد هیچ کس حاضر نشد به تشییع جنازه او برود همسرش به تنهایی او را دفن کرد اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد دیگر قصاب به کسی گوشت رایگان نداد اوگفت کسی که پول گوشت رامیداد دیروز از دنیا رفت!!

زودقضاوت نکنیم
دیدگاه ها (۲)

برید به آدرس پایین ، سن خودتون رو وارد کنید بعد سوال ها رو ج...

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی که همیشه ترس از ترکید...

ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ اینگونه ﺷﮑﺎﺭ می کنند: .....ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت :یکی از سیب هاتو به من مید...

#داستانک_زیباانسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما به هی...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

داستان خواندنی!!!انسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما ب...

سرمایه داری در شهری زندگی میکرد،اما به هیچ کسی ریالی کمک نمی...

سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما به هیچ کسی ریالی کمک نمی...

✳️داستان خواندنی!!انسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما ...

انسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما به هیچ کسی ریالی ک...

حــتــمــاااا بـــخـوووووونــیـــدددددشخص سرمایه داری در شهر...

حــتــمــاااا بـــخـوووووونــیـــدددددشخص سرمایه داری در شهر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط