{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت یازدهم: تقصیر کسی نیست

قسمت یازدهم: تقصیر کسی نیست



پدر و مادر متین و عده دیگه ای از خانواده شون برای استقبال ما به فرودگاه اومدن ...
مادرش واقعا زن مهربانی بود ... هر چند من، زبان هیچ کس رو متوجه نمی شدم ولی محبت و رسیدگی اونها رو کاملا درک می کردم ...

اون حتی چند بار متین رو به خاطر من دعوا کرده بود که چرا من رو تنها می گذاشت و ساعت ها بیرون می رفت ... من درک می کردم که متین کار داشت و باید می رفت اما حقیقتا تنهایی و بی هم زبونی سخت بود ...


اوایل، مرتب براشون مهمون می اومد ... افرادی که با ذوق برای دیدن متین می اومدن ... هر چند من گاهی حس عجیبی بهم دست می داد ...
اونها دور همدیگه می نشستن ... حرف می زدن و می خندیدن ... به من نگاه می کردن و لبخند می زدن ... و من ساکت یه گوشه می نشستم ... بدون اینکه چیزی بفهمم و فقط در جواب لبخندها، لبخند می زدم ... هر از گاهی متین جملاتی رو ترجمه می کرد ... اما حس می کردم وارد یه سیرک بزرگ شدم و همه برای تماشای یه دختر بور لهستانی اومدن ...


کمی که می نشستم، بلند می شدم می رفتم توی اتاق ... یه گوشه می نشستم ... توی اینترنت چرخی می زدم ... یا به هر طریقی سر خودم رو گرم می کردم ... اما هر طور بود به خاطر متین تحمل می کردم ... من با تمام وجود دوستش داشتم ...


اون رو که می دیدم لبخند می زدم و شکایتی نمی کردم ... با خودم می گفتم بهش فشار نیار آنیتا ... سعی کن همسر خوبی باشی ... طبیعیه ... تو به یه کشور دیگه اومدی ... تقصیر کسی نیست که زبان بلد نیستی ...
دیدگاه ها (۲)

پست ویژهوزش نسیم هم چنان ادامه دارد.......هدیه به روح شهید ه...

قسمت دوازدهم: گرمای تهران ما چند ماه توی خونه پدر و مادر متی...

فاجعه منــا و رذالت آل سعود(سایه شوم آل سعود)کیفیت:SDحجم:13....

بسم رب الشهدا و الصدیقینکار همیشگی اش بود. هر وقت دلش تنگ می...

Part:46. #ریاست.عشقویو اتبا...

Part:31. #ریاست.عشق+خوب درستش کنی...

Part:3 $شوهر پولی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط