{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حوالیِ من خیلی وقت است که خورشید،

در حوالیِ من خیلی وقت است که خورشید،
در پس ِتاریکیِ شب ها نتابیده!
از آن زمان که طنین ِصدای تو
جایش را به سکوتِ خانه داد،
شب شد، و تا ابد تاریک ماند…
دیدگاه ها (۰)

بزرگتر که میشی ترس هات میریزهترس از تنهاییترس از نبودن هاترس...

Don’t scare of darknessWhen night vones i will be your moonا...

بازی واسه درامد دلاری

دنیای ماشین بازی یچی دیگس

تو تاریکی شب می‌درخشید، مثل نوری که فقط برای اون بود؛برای کس...

خوابِ آغوشِ پدر را دیده بود.. بیدار که شد، نه از آن دست‌های ...

از چه می‌ترسی؟وقتی من زبان توامو از میان چشمان تو جهان را تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط