{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب پیش

اربــابـ پیــشــے
𝔭𝔞𝔯𝔱⁵
یونگی×

ا.ت -

-راستی یونگی من باید با تو ازدواج کنم؟

×آره ببخشید که مجبورت کردم حتما تو نمیخوای که با آدمی مثل من باشی [ دلشم بخواد]

-هی پیشی کوچولو ناراحت نباش من مشکلی ندارم
×ممنونم ازت ا.ت تو از همه باهام بهتر بودی

-من با تو خوب نباشم با کی خوب باشم [ کیوت ]

×کیوت

-جناب پیشی حوصلم سر رفته

×آماده شو

-هن؟

×خانم باهوش آماده شو بریم لباس بگیریم امشب یه مهمونی مافیایی هست هرسال این مهمونی رو داریم

-جدی میفرمایید

×بله خانم نمک برو حاضر شو

-چشم آقا ‌پیشی

رفتن آماده شدن

-خب از اونجایی که مافیایی یا قرمز میگیرم یا مشکی


×اوکی برو چندتا لباس بگیر پرو کن ببینم خانم نمک چه شکلی میشه

اولین لباس
-خوبه
×نچ نچ تو تنت خوشگل نیست

لباس دوم
-این چی
×نه

لباس سی و پنجم
-ببین نظر تو مهم نیست پام شکست همین خوبه

×تازه میخواستم ایراد بگیرم

-غلط کردی[ گوش یونگی میکشه دنبال خودش ]

× خیر سرم مافیام

-نه دیگه پیش من پیشی کوچولویی بیش نیستی

-خب برو این لباس و بپوش
...........
-بهت نمیاد
............
-نوچ
...........
-نه
...........
-همین خوبه بریم حساب کنیم

حساب کردن رفتن خونه

-من میرم بخوابم

×تواز منم خوابالو تری

-خودم میدونم یک ساعت دیگه بیدارم کن

خب تموم بید

شرط
لایک: ۱۵
کامنت : ۱۵
دیدگاه ها (۰)

بچه ها از اونجایی که مارالتون زیادی اسکل اسم خواهر یونگی هان...

اربــابـ پیــشــے𝔭𝔞𝔯𝔱⁶یک ساعت بعد ×آ.ت بلند شو -ها من کیم تو...

خوشبختی یعنی چههههه

طراح عشق

طراح عشق

عشق مافیا پارت پنجم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط