یهو پریدم پایین که پام پیچ خورد خیلی درد میکرد اما به روی خودم ...
𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮
𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟕
یهو پریدم پایین که پام پیچ خورد خیلی درد میکرد اما به روی خودم نیاوردم که یه صدایی گفت: حالت خوبه؟
سرمو آوردم بالا دیدم تهیونگه شوکه شدم بغض کردم...اصلا نمیدونم انگار بهم شوک الکتریکی وارد کرده بودن بدون توجه به درد پام بلند شدم و پریدم بغلش(پاشو دور کمر ته حلقه میکنه و سرشو میبره توگردنش) و گریه کردم.
اونقد دلم براش تنگ شده بود که حد نداره...
خیلی دلم برات تنگ شده بود عشقم
×منم همینطور عزیزم اشکال نداره دیگه تموم شد الان از اینجا میریم
سرمو از تو گردنش درآوردم و به صورتش نگاه کردم که دیدم زخمی و پر خونه
تهیونگ ص..صورتت
×اشکال نداره عزیزم من خوبم ...بهت..
که یهو یکی میپره وسط حرفش...
ادامه دارد...
𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟏𝟕
یهو پریدم پایین که پام پیچ خورد خیلی درد میکرد اما به روی خودم نیاوردم که یه صدایی گفت: حالت خوبه؟
سرمو آوردم بالا دیدم تهیونگه شوکه شدم بغض کردم...اصلا نمیدونم انگار بهم شوک الکتریکی وارد کرده بودن بدون توجه به درد پام بلند شدم و پریدم بغلش(پاشو دور کمر ته حلقه میکنه و سرشو میبره توگردنش) و گریه کردم.
اونقد دلم براش تنگ شده بود که حد نداره...
خیلی دلم برات تنگ شده بود عشقم
×منم همینطور عزیزم اشکال نداره دیگه تموم شد الان از اینجا میریم
سرمو از تو گردنش درآوردم و به صورتش نگاه کردم که دیدم زخمی و پر خونه
تهیونگ ص..صورتت
×اشکال نداره عزیزم من خوبم ...بهت..
که یهو یکی میپره وسط حرفش...
ادامه دارد...
- ۸.۴k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط