HATE TO LOVE
___________________
☆HATE TO LOVE★
___________________
★PART:۱۸☆
__________________________________________________________________
"ترمیم زخمها:اعتماد دوباره"
اعترافات آن شب، مانند دارویی تلخ اما شفابخش بود. آنها زخمهای عمیقی را که سالها بر دل داشتند، به یکدیگر نشان دادند. دیگر چیزی برای پنهان کردن نبود. دیوارها فرو ریخته بودند و حالا، تنها بنای باقیمانده، پایههای یک اعتماد جدید بود.
روز بعد، آنها تصمیم گرفتند به مرکز آموزشی قدیمیشان بروند. جایی که همهچیز از آنجا شروع شده بود. نه برای انتقام، بلکه برای روبرو شدن با گذشته و ترمیم خاطرات تلخ.
وقتی وارد سالن اصلی شدند، سکوت حکمفرما بود. اما این بار، سکوت، پر از آرامش بود. آنها در کنار هم ایستادند، جایی که زمانی روبروی هم ایستاده بودند و با چشمانی پر از خشم، یکدیگر را مینگریستند.
"اینجا… اینجا بود که همهش شروع شد." جونگکوک گفت و دست کارینا را محکمتر گرفت.
"آره." کارینا پاسخ داد. "ولی امروز… امروز اینجا جاییه که همهچیز قراره از نو شروع بشه."
آنها به یکدیگر نگاه کردند. نگاهی پر از درک، عشق و قولی ناگفته برای ساختن آیندهای روشنتر. گذشته، دیگر سایهای نبود که بر سرشان سنگینی کند، بلکه پلی بود که آنها را به سوی آیندهای مشترک هدایت میکرد.
"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
☆HATE TO LOVE★
___________________
★PART:۱۸☆
__________________________________________________________________
"ترمیم زخمها:اعتماد دوباره"
اعترافات آن شب، مانند دارویی تلخ اما شفابخش بود. آنها زخمهای عمیقی را که سالها بر دل داشتند، به یکدیگر نشان دادند. دیگر چیزی برای پنهان کردن نبود. دیوارها فرو ریخته بودند و حالا، تنها بنای باقیمانده، پایههای یک اعتماد جدید بود.
روز بعد، آنها تصمیم گرفتند به مرکز آموزشی قدیمیشان بروند. جایی که همهچیز از آنجا شروع شده بود. نه برای انتقام، بلکه برای روبرو شدن با گذشته و ترمیم خاطرات تلخ.
وقتی وارد سالن اصلی شدند، سکوت حکمفرما بود. اما این بار، سکوت، پر از آرامش بود. آنها در کنار هم ایستادند، جایی که زمانی روبروی هم ایستاده بودند و با چشمانی پر از خشم، یکدیگر را مینگریستند.
"اینجا… اینجا بود که همهش شروع شد." جونگکوک گفت و دست کارینا را محکمتر گرفت.
"آره." کارینا پاسخ داد. "ولی امروز… امروز اینجا جاییه که همهچیز قراره از نو شروع بشه."
آنها به یکدیگر نگاه کردند. نگاهی پر از درک، عشق و قولی ناگفته برای ساختن آیندهای روشنتر. گذشته، دیگر سایهای نبود که بر سرشان سنگینی کند، بلکه پلی بود که آنها را به سوی آیندهای مشترک هدایت میکرد.
"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
- ۶.۳k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط