HATE TO LOVE
___________________
☆HATE TO LOVE★
___________________
★PART:۱۶☆
__________________________________________________________________
"سایهی گذشته:اعتراف جونگکوک"
چند هفته از آن شب در کافه گذشته بود. رابطه کارینا و جونگکوک، آرام اما پیوسته، در حال شکلگیری بود. آنها بیشتر وقتشان را با هم میگذراندند، نه تنها به عنوان دو شریک در دنیای مافیا، بلکه به عنوان دو نفری که سعی داشتند زخمهای گذشته را التیام بخشند. اما سایهی سالها خصومت، هنوز بر سرشان سنگینی میکرد.
یک شب، در حالی که در آپارتمان کارینا نشسته بودند و به منظرهی چراغهای شهر نگاه میکردند، جونگکوک ناگهان سکوت را شکست.
"کارینا، یه چیزی هست که باید بهت بگم." صدایش گرفته بود. "اون شب که حقیقت رو فهمیدیم… هنوز یه بخش بزرگی از من، داشت بهت شک میکرد."
کارینا برگشت و با نگاهی آرام به او خیره شد. "میدونم. برای منم همینطور بود. باور کردن اینکه همهش یه سوءتفاهم بوده، خیلی سخت بود."
جونگکوک نفس عمیقی کشید. "مربی… اون آدم خیلی مرموزی بود. همیشه از نقاط ضعف ما استفاده میکرد. اون شب توی تونل، وقتی دیدمت… اولین فکرم این بود که چطور میتونم از این موقعیت برای ضربه زدن بهت استفاده کنم. حتی وقتی مجبور بودیم با هم همکاری کنیم، ذهنم درگیر این بود که چطور بعدش میتونم این همکاری رو به ضررت تموم کنم."
اشک در چشمانش جمع شد. "فقط وقتی مدارک رو دیدیم، وقتی حقیقت رو فهمیدم… تازه متوجه شدم چقدر احمق بودم. چقدر خودم رو درگیر نفرت کرده بودم که نتونستم آدم درستی مثل تو رو ببینم." او به آرامی دست کارینا را گرفت. "من ازت عذرخواهی میکنم، کارینا. از همهی اون سالها، از همهی اون نگاههای پر از نفرت، از همهی اون کارهایی که ناخواسته باعث اذیت شدنت شدم. من واقعاً متأسفم."
"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
=برای پارت بعد،۱۰لایک=
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
☆HATE TO LOVE★
___________________
★PART:۱۶☆
__________________________________________________________________
"سایهی گذشته:اعتراف جونگکوک"
چند هفته از آن شب در کافه گذشته بود. رابطه کارینا و جونگکوک، آرام اما پیوسته، در حال شکلگیری بود. آنها بیشتر وقتشان را با هم میگذراندند، نه تنها به عنوان دو شریک در دنیای مافیا، بلکه به عنوان دو نفری که سعی داشتند زخمهای گذشته را التیام بخشند. اما سایهی سالها خصومت، هنوز بر سرشان سنگینی میکرد.
یک شب، در حالی که در آپارتمان کارینا نشسته بودند و به منظرهی چراغهای شهر نگاه میکردند، جونگکوک ناگهان سکوت را شکست.
"کارینا، یه چیزی هست که باید بهت بگم." صدایش گرفته بود. "اون شب که حقیقت رو فهمیدیم… هنوز یه بخش بزرگی از من، داشت بهت شک میکرد."
کارینا برگشت و با نگاهی آرام به او خیره شد. "میدونم. برای منم همینطور بود. باور کردن اینکه همهش یه سوءتفاهم بوده، خیلی سخت بود."
جونگکوک نفس عمیقی کشید. "مربی… اون آدم خیلی مرموزی بود. همیشه از نقاط ضعف ما استفاده میکرد. اون شب توی تونل، وقتی دیدمت… اولین فکرم این بود که چطور میتونم از این موقعیت برای ضربه زدن بهت استفاده کنم. حتی وقتی مجبور بودیم با هم همکاری کنیم، ذهنم درگیر این بود که چطور بعدش میتونم این همکاری رو به ضررت تموم کنم."
اشک در چشمانش جمع شد. "فقط وقتی مدارک رو دیدیم، وقتی حقیقت رو فهمیدم… تازه متوجه شدم چقدر احمق بودم. چقدر خودم رو درگیر نفرت کرده بودم که نتونستم آدم درستی مثل تو رو ببینم." او به آرامی دست کارینا را گرفت. "من ازت عذرخواهی میکنم، کارینا. از همهی اون سالها، از همهی اون نگاههای پر از نفرت، از همهی اون کارهایی که ناخواسته باعث اذیت شدنت شدم. من واقعاً متأسفم."
"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
=برای پارت بعد،۱۰لایک=
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
- ۵.۵k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط