{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[پارت هفتم]

[پارت هفتم]

جانگ :دلیل منطقی نبود کیم
کیم:...........
جئون :کیم خیلی وقته از دیدارمون میگذره
کیم نگاهی به اون طرف میز کرد
درسته دوستی قدیمی ولی خطرناک مثل یه دشمن
کیم:هنوزم همون جئونی تغییری نکردی
جئون:دیدار بخیر دوست قدیمی
کیم:تبریک میگم باند قوی داری
جئون :و میتونیم با یه وصلت قوی تر کنیم هردو باند رو
کیم:.........
کیم کامل در سکوت رفت همه میدونستن جئون و کیم افکار پلیدی در سر دارن
جانگ:ولی ما راجب وصلت صحبت کردی.......
کیم :پیشنهاد خوبیه جئون (پوزخند)
جانگ:کیم (با خشونت)
کیم:جناب کیم من هنوز نوه دیگری هم دارم
جانگ :وصلتی سر نخواهم داد با باند کیم
و بلند شد و رفت
کیم چون میدونست با خاندان جئون وصلت کنه یعنی قدرت
پس اصلا مهم نبود که فقط یه وصلت سر گرفته


برگشت به زمان
کیم:خرسندم تا سخن فرما شوم وصلتی سر گرفت که برای هر دو خاندان سودمند است

رورا از استرس بدنش یخ زده بود و میترسید از آینده

در آن طرف لوسیا با اعتماد به نفس تمام ایستاده بود

کیم:پیوندی قدرتمند بین خاندان های
کیم و جئون
کل سالن در سکوت فرو رفت

لوسیا شوق زده از اینکه جئون جونگ کوک را دیده بود و برایش جذاب به نظر رسیده بود

و رورا به فکر فرو رفته بود

کیم:مراسم عروسی دوهفته دیگر
پسر جئون جانگ میل ، جئون جانگ کوک
و
نوه من ، کیم رورا فرزند کیم جونگ هوان
دیدگاه ها (۰)

[پارت هشتم]همه مشغول همهمه بودن سالن در غوغا فرو رفت اما برا...

بچه ها پارت جدید گزاشتم خدایی حمایت کنید خب👈🏼👉🏼

[پارت ششم]مهمانی در حال گذشت بود اما انگاری برای دخترک ما مث...

هرچی میخواید بپرسید خوشگلا

[پارت دوم]همه خاندان کیم جمع بودن کیم اعظم پسرش عروسش و نوه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط