"من این پایین نشستم سرد و بی روح تو داری می رسی به قله ی
"من این پایین نشستم سرد و بی روح تو داری می رسی به قله ی کوه داری هر لحظه از من دور می شی ازم دل می کنی مجبور می شی تا مه راهو نپوشونده نگام کن اگه رو قله سردت شد صدام کن یه رنگ مــُـرده از رنگین کمونم من این پایین نمی تونم بمونم خودم گفتم که تلخه روزگارت منو بیرون بریز از کوله بارت دلم می مُـرد و راه بغض و سد کرد به خاطر خودت دستاتو رد کرد برو بالاتر از اینی که هستی . تو بغض هر دوتامونو شکستی با چشم تر اگه تو مه بشینی کسی شاید شبیه من ببینی منم اون که تو رو داده به مهتاب کسی که روتو می پوشونه تو خواب کسی که واسه آغوش تو کم نیست می خوام یادم بره، دست خودم نیست تا مه راه و نپوشونده نگام کن اگه رو قله سردت شد صدام کن یه رنگ مــُـرده از رنگین کمونم من این پایین نمی تونم بمونم"
- ۵.۰k
- ۲۴ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط