{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اخر

پارت اخر
از زبان جیمین
داشتم از هرس میترکیدم
که یهو حال ا,ت بد شد رفت
از زبان ا,ت
حالم بد شد رفتم یهو بالا اوردم
که جیمین اومد مو هامو جمع کرد که راحت باشم شکم درد داشتم
....پرش زمان......
از خواب بیدار شدم
رفتم لباس پوشیدم
داشتم میرفتم که جیمین گفت کجا میری بیبی گرل گفتم دارم بیرون گفت با کی گفتم 1تنها 2گیر نده 3دیگه کاری نداری اقا
گفت باشه برو ولی زود بیا
گفتم باشه
از زبان ا,ت
دکتر باید ازمایش بدین
ا,ت باشه
رفتم ازمایش دادم
دکتر جواب رو براتون تو ایمیل میبینید
ا,ت باشه
رفتم خونه داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم که پیام اومد
دیدم جواب مثبت
پریدم بغل جیمین گفتم جیمین داری بابا میشی باداد
گفت واقعا
گقتم اره
بغلم کرد خیلی خوشحال بود
فردا مهمونی گرفتیم و به همه
گفتیم
یک سال بعد
بچه به دنیااومد و منو جیمین یه زندگی خوب داری
پایان
دیدگاه ها (۳)

فیک جدید از تهیونگ و کوکی

کیم ا,ت 24ساله کیوت مهربون زبون دراز لباسای باز می پوشه O:-)

پارت پنجم از خواب بیدار شدم جیمین بیدار کردم رفتیم پایین پرش...

شرمنده ک.ی.س داشت این اخریه که توش ک.ی داشت

عشق مافیا

عشق مافیا

Part 10ا،ت ویو یکی از نگهبان ها اومد و گفت لی سو حمله کرده(ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط