زمین و زمان در گردش هستند هیچ چیزی مستثنی نیست
زمین و زمان در گردش هستند هیچ چیزی مستثنی نیست
کودک می خواهد رشد کند و روزگار را پشت سر بگذارد و خود را به پیری برساند
پیر صد ساله میاندیشد اگر میشد به کودکی بر گشت چه زیبا میشد
باران از آسمان آمده در تقلا هستش دوباره بخار شود به آسمان برود و دوباره ببارد
کوه صد میلیون ساله خودشو به باد و باران میسپارد و میلیونها سال در راه هست تا که خودشو به دریا میرساند تا که مادرش دریا اورا دوباره بزاید
کچل به روزهای خوش مو فرفریش میاندیشد فردی در میان غوغای افراد بدنبال سکوت است
سکوت از آرامش دلش میگیرد گوشبزنگ فریاد نشسته جنجال چشمش بدنبال سکوت آه میکشد
مرد نگاهش به زن و زن رژلب میزند تا که اورا به مرد برساند
غمگین میاندیشد پس خنده چرا غیبش زد
بد شانس لوتو میخرد تا که شاید خودشو به خوش شانس برساند
بد بیار برای رسیدن به خوشبیاری تو چاله افتاده باز هم امیدش خشبیاریست
خورشید بدنبال ماه روز در پی شب سرما در پی گرما
خدا خودش همه را ساخته تا که سرگرم شود چونکه یکه و تنهاست...
کودک می خواهد رشد کند و روزگار را پشت سر بگذارد و خود را به پیری برساند
پیر صد ساله میاندیشد اگر میشد به کودکی بر گشت چه زیبا میشد
باران از آسمان آمده در تقلا هستش دوباره بخار شود به آسمان برود و دوباره ببارد
کوه صد میلیون ساله خودشو به باد و باران میسپارد و میلیونها سال در راه هست تا که خودشو به دریا میرساند تا که مادرش دریا اورا دوباره بزاید
کچل به روزهای خوش مو فرفریش میاندیشد فردی در میان غوغای افراد بدنبال سکوت است
سکوت از آرامش دلش میگیرد گوشبزنگ فریاد نشسته جنجال چشمش بدنبال سکوت آه میکشد
مرد نگاهش به زن و زن رژلب میزند تا که اورا به مرد برساند
غمگین میاندیشد پس خنده چرا غیبش زد
بد شانس لوتو میخرد تا که شاید خودشو به خوش شانس برساند
بد بیار برای رسیدن به خوشبیاری تو چاله افتاده باز هم امیدش خشبیاریست
خورشید بدنبال ماه روز در پی شب سرما در پی گرما
خدا خودش همه را ساخته تا که سرگرم شود چونکه یکه و تنهاست...
- ۷۸۹
- ۰۹ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط