{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

S.Arash.B

S.Arash.B
داشتم از کنار یک دیوار مهربانی رد میشدم کفش های سالم و تمیزی توجهم رو جلب کرد. جلوتر نگاهم به کفاش دوره گردی افتاد
رفتم جلو و ازش پرسیدم پدرجان این کفش ها رو شما گذاشتی؟
گفت نه دیدم مردم گذاشتن اونجا، من هم اون هایی که پاره بود رو دوختم و بقیه رو واکس زدم.
به نظر من مهربان یعنی این پیرمرد...
دیدگاه ها (۴)

انقد سحری خوردم که از آسمان ندا آمد داداش خیلی سختته میخوای ...

نقاشی منظره ای از استانبول توسط یک هنرمند ترک روی بال های مگ...

S.Arash.B عشقم 1سیلی زد و گفت: تو بهم خیانت کردی!!!گفتم: تو...

تشریف بیارید خوشحال میشم. .:-)

مهربانداشتم از کنار یک دیوار مهربانی رد میشدم کفش های سالم و...

رفتم جلو گفتم پدر جان شما این کفشها رو گذاشتی؟گفت نه دیدم مر...

half brother part : 32

کودکی که در گورستان سنگ قبر مردگان را می شست خالق و مدیر معت...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

عیوای 💀𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲,...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

معرفی میکنم : گربه ی جدید 😃𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! ...

تاپای‌جان‌برای#ایران🇮🇷🌱#آیت_الله_سید_مجتبی_حسینی_خامنه_ای #ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط