{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن قدر از مقابل چشــم تـو رد شدم

آن قدر از مقابل چشــم تـو رد شدم
تا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم
منظومه ای برابر چشمم گشوده شد
آن شب کــــه از کنـار تو آرام رد شدم

گــــم بودم از نگاه تمـــــام ستارگــــــــــان
تا این که با دو چشم سیاهت رصد شدم
دیدم  تــــــو را در آینـــــــه  و مثـــــل آینــــه
من هم دچار ـ از تو چه پنهان ـ حسد شدم

شاید به حکم جاذبه شاید به جرم عشق
در عمق چشـــم های تو حبس ابد شدم
شاعر شدم! همان که تو را خوب می سرود
مثل کسی کـه مثل خودش می شود شدم

محمد سلمانی
دیدگاه ها (۵)

امروز یکی از بهترین روزهای عمرم بود هیچ وقت ام از یادم نمیره...

بیدار شدم صبح شده بودو چاره ای جز دوست داشتنت نبودهر کسی کار...

یک شهر را دیوانه با پیراهنت کردیلیلا چرا پیراهن زیبا تنت کرد...

امشبشیکترین لباسهایم رامی پوشممی خوابممنتنها دیوانه ای هستمک...

پارت ۲۷ساعت هفت و نیم بود و من جلوی آینه ایستاده بودم.با بی‌...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... دم در عمق چشمانت،تماشایت کنم !با نگاهی عاشقانه، ...

🖤🥀سکوت𓆩 پــارت بیست‌ودوم 𓆪 🖤🥀هیچ‌کس حرف نمی‌زد.چشم‌های اسما ...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت شــشم 𓆪 🖤🥀نامجون ...

پارت اول | یک روز معمولیپارک لاراـ لارا، بیداری؟چشم‌هام رو ب...

فیک : بین راندها

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت ســیــزدهــم 𓆪 🖤🥀اسما هنوز به صفحه‌ی گوشی نام...

پارت ۲۴ آریانا با نگرانی به جونگ‌کوک نگاه کرد.ـ پلیس...؟جونگ...

وقتی میخواستی جدا بشید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط