{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق من

عشق من
p33




لیا:دکتر منتظریم
دکتر:خانم لی شما باردارین
هنگ کرده بودم این چی میگفت امکان نداره
لیا:دکتر مطمئنید
دکتر:بله الان نزدیکه ۳هفته هستش
انگار یه پارچ پر آب ریختن روم این غیر ممکنه
ا.ت:لطفا یه بار دیگه چک کنید لطفا
دکتر:عزیزم چک کردم شما بارداری
هیچی نمیفهمیدم صدا ها برام مبهم شده بود انگار دنیا رو سرم خراب شده بود فقط تونستم بلند شمو از اون مطب بزنم بیرون رسیدم دمه در تو خیابون پشت سرم لیا داشت میومد
لیا:ا.ت
ا.ت:ازت متنفرم جئون جونگ کوک ازت متنفرم زندگیمو نابود کردی*باداد و گریه
لیا آمد صورتمو گرفت
لیا:ا.ت جونم گریه نکن حلش میکنیم باهم باشه
ا.ت:چطوری ها با این بچه چیکار کنم ازشون متنفرم*گریه
لیا:آروم شو یکم بیا بریم یه جا بشینیم دربارش خوب فکر کنیم باشه قشنگم
به زور خودمو جمع کردم
باهم رفتیم یه کافه نشستیم
گارسون:چی میل دارین خانوما
لیا:دوتا هات چاکلت با کیک شکلاتی
گارسون:چشم
رفت
لیا:ا.ت ببین آروم باش خوب
ا.ت:چیو آروم باشم فکر میکردم میرم پرونده رو آسون برمیدارم میارم میدم به جونگهیون و جای کوک رو بهم میگه اما ببین چی شد نابود شدن زندگیم نابود شد بعد اون اتفاق حالا این بچه من چه خاکی بریزم تو سرم
لیا:عشقم هیچ کس نمیدونست این اتفاقا میوفته اگه منه احمق می‌دونستن هیچ وقت.....
ا.ت:اما جونگهیون عوضی میدونست اون چطور حیونیه اما اون از طریق کوک ازم استفاده کرد از نقطه ضعفم هههه حالا بزاریم کوک رو پیدا کردم چی دربارم فکر میکنه ها فکر میکنه ج‌...
لیا:کافیه دیگه گور بابای همه بسه به خودت انقدر فشار نیار
گارسون سفارشارو اورد
زل زدم تو چشای لیا
لیا:چی شده چرا اینطوری نگام میکنی
ا.ت:میخوام بکشمش
لیا:کیو چرت نگو
ا.ت:بچه رو




اینم از پارت جدید امیدوارم خوشتون بیاد 🤍🫂
دیدگاه ها (۵۰)

عشق من p34لیا:تو زده به سرت ا.ت:چاره دیگه ای ندارملیا:بسه ا....

عشق منp۳۲ا.ت:لیا خنگ نشو کم چرت و پرت بگو آخه چه عاشق بودنی*...

عشق منp31رسیدم جلو در خونه لیا نیاز داشتم باهاش حرف بزنم یکم...

Part 23کوک ویو لباس تنه خودم و ا،ت کردم و به سمت بیمارستان ح...

Part 13کوک: ا،ت گفتم پس کنا،ت: یعنی چی بس کن رفیق من مرده او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط