{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز ما صد جان وز آن لب یک عبارت

ز ما صد جان وز آن لب یک عبارت
ز ما صد دل وز آن مه یک اشارت

دلا از چشم خونخوارش‌ حذر کن
که بی‌رحمند ترکان وقت غارت

به خون دل بسازم از غم دوست
‌ناعت کرد باید در تجارت

چو سنگ سختم آتش در درونست
تنم را زان نمی سوزد حرارت

از آن رو بی ‌تو چشمم کس‌ نبیند
که نبود بی‌تو در چشمم بصارت

به شادی بگذرانم بعد از این عمر
که غم جانم نبیند از حقارت

پس از قتل پدر شیرویه دانست
که شیرین دست ندهد بی‌مرارت

اگر از قاب قو سینت بپرسند
بفرما زان دو ابرو یک اشارت

تبه شد حال دل قاآنی از اشک
ز جوش سیل ویران شد عمارت


قاآنی
دیدگاه ها (۶)

آن نه رویست که یک باغ‌ گل و نسرینستوان نه خالست که یک چرخ مه...

غابة الهجرانمن توادعنه الصـــــبر کض بیــده فاسوگام یگطع کــ...

دست با تو در کمر خواهیم کردقصد آن تنگ شکر خواهیم کرددر سر زل...

مرا تا کی فلک رنجور داردز روی دلبرم مهجور داردبه یک باده که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط