. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.⁶ .
.
داخل سالن ورزش بودند و همون طوری که دیده میشد ماموران قسمتی که قتل صورت گرفته بود در حال تحقیق بودند و این زنگ هم استاد سوبین بالا سرشون بود
بومگیو و جیمین تهیونگ و فلیکس کنار هم بودند و منتظر کای و هان( از تی اکس تی ) بوند که کای اومد پیششون فلیکس که متوجه حالت عجیب کای شده بود گفت
• چخبره کای چیزی شده
○ هیچیش نیست فقط،اینکه فهمید معلم ورزش سوبین آلفاشه و باهم رل زدن و دوساعت ماچ ماچی هم کردن
+ اوهههه مبارکه
بعد از ورود سوبین گروه بندی تشکیل داد اون رنگ ورزش زنگی بود که تمام کلاس های مثلا a باهم ورزش نیکردن و الان نوبت تمام کلاس های b بود سوبین همه رو گروه بندی کرد و اون ۷ نفر باهم افتادن و اخر از همه چاوومین داشتن تمرین هایی که سوبین بهشون داده بود رو انجام میدادن و از شانس تهیونگ مکانی که براشون انتخاب شده بود کنار مامور ها بودن ولی مغزشو خالی کرد و رفت سراغ تمرین تمرین این بود که با توپ والیبال بر هوا پاس بده و هرکی بیشتر تونست بره برنده و الان تهیونگ و
چا وو مین در مقابل هم بودند و داشتند بازی رو شروع میکردند و چا وو مین برد و به چهره اخروی کیوت ته نگاه کرد و همشون زدن زیر خنده ولی تهیونگ نمیدونست که جونگ کوک تمام مدتت اونجا بوده و اون و زیر نظر داشته
.
.
.
درحال تمرین بود که سوبین صداش کرد و گفت بیاد سمتش ولی سوبین پیش فرمانده بود و تهیونگ بیشتر آشفته شده بود .
___________________
ببخشید کمن مریض شدم حالم خیلی بده اینا هم چون قول داده بودم گذاشتم 😭😭
𝑷𝒂𝒓𝒕.⁶ .
.
داخل سالن ورزش بودند و همون طوری که دیده میشد ماموران قسمتی که قتل صورت گرفته بود در حال تحقیق بودند و این زنگ هم استاد سوبین بالا سرشون بود
بومگیو و جیمین تهیونگ و فلیکس کنار هم بودند و منتظر کای و هان( از تی اکس تی ) بوند که کای اومد پیششون فلیکس که متوجه حالت عجیب کای شده بود گفت
• چخبره کای چیزی شده
○ هیچیش نیست فقط،اینکه فهمید معلم ورزش سوبین آلفاشه و باهم رل زدن و دوساعت ماچ ماچی هم کردن
+ اوهههه مبارکه
بعد از ورود سوبین گروه بندی تشکیل داد اون رنگ ورزش زنگی بود که تمام کلاس های مثلا a باهم ورزش نیکردن و الان نوبت تمام کلاس های b بود سوبین همه رو گروه بندی کرد و اون ۷ نفر باهم افتادن و اخر از همه چاوومین داشتن تمرین هایی که سوبین بهشون داده بود رو انجام میدادن و از شانس تهیونگ مکانی که براشون انتخاب شده بود کنار مامور ها بودن ولی مغزشو خالی کرد و رفت سراغ تمرین تمرین این بود که با توپ والیبال بر هوا پاس بده و هرکی بیشتر تونست بره برنده و الان تهیونگ و
چا وو مین در مقابل هم بودند و داشتند بازی رو شروع میکردند و چا وو مین برد و به چهره اخروی کیوت ته نگاه کرد و همشون زدن زیر خنده ولی تهیونگ نمیدونست که جونگ کوک تمام مدتت اونجا بوده و اون و زیر نظر داشته
.
.
.
درحال تمرین بود که سوبین صداش کرد و گفت بیاد سمتش ولی سوبین پیش فرمانده بود و تهیونگ بیشتر آشفته شده بود .
___________________
ببخشید کمن مریض شدم حالم خیلی بده اینا هم چون قول داده بودم گذاشتم 😭😭
- ۲۰۱
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط