{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.⁸ .
.
جونگ کوک نمیدونست چرا وقتی چا وو مین بع تهیونگ گفت جوجه عصبی شد برای همین اونجا رو ترک کرد چرا چرا بی دلیل از تهیونگ متنفر بود ها چرا تنفری که داشت فرق میکرد وقتی اون امگا رو میدید قلبش تند تند میزد نگرانش میشد ناخواسته تمام حواسش و به اون بچه میداد ولی چرا واقعا براش سوال بود
.
.
.
جیمین و بومگیو رو تخت نشسته بودن و به تعیونم پریشون نگاه میکردن که بومگیو خسته شد و گفت
♡ تهیونگ بنال دیگه جون به لبمون کردی از نگرانی مردیممم
تهیونگ رو بهشون کرد و گفت
+ نگاه خب من و جونگ کوک همون فرمانده امروز از بچگی باهم بزرگ شدیم مامان من میشه عمه کوک و بابام دایی کوک میشه کوک از بچگی چون من یه امگای مغلوب بودم بدش میومد چون فکر میکرد امگا های مغلوب
همشون هرزه هستن خب اون موقع هم بچه بود انتظاری ازش نمی‌رفت ولی من از همون بچگی یه دل ته صد دل عاشقش بودم ولی اون امگای خودشو پیدا کرده و چون امشب قراره با مامان بابای کوک تازه آشنا شه و جفتش نیست فعلا مارکش نکرده و اره من امروز که دیدمش بیشتر عاشقش شدم چون یه ۵ سالی میشد که همو ندیده بودیم و فقط درمورد هم می‌شنیدیم ولی من صبح فهمیدم جفتمه و چون اون نفهمه رایحه خودم و مخفی کردم و امشب باید دلشو ببرم چون واقعا دوستش دارم بخاطرش حتی افسردگیه شدید داشتم من دیونشم ولی اون از من خوشش نمیاد لطفا ... لطفا کمکم کنید .
جمله آخرشو بی جون گفت و بغض داشت که جیمین و بومگیو بغلش کردن و جیمین گفت
× روانیییییی تو دوستای مثل ما داری نگران نباش بچه جون حلش میکنیم به دل نه صد دل عاشقت میشهههعههعه حالا بگو ببینم باز ترین و وسوسه انگیز ترین لباست کدومه ‌
بومگیو سمت کمد لباسیه ته رفت و لباس سفید بسیار بازی رو بیرون آورد و به تهیونگ گفت بپوشه و تهیونگ هم پوشید بومگیو جیمین دهنشون باز مونده بومگیو رو به تهیونگ کرد و گفت
♡ لعنتی اگه آلفا بودم خودم گردنت میگرفتم الان تازه دارم به الفاهای دانشگاه حق میدم
× الان مونده رایحه توت‌فرنگیت جوجه نگاه الان باید رایحه ات و به مست کننده ترین حالت ممکن در بیاری و بعد برای اون آلفا پخشش کنی .
+ ععع این منم
× نه په منم
♡ میخوام یه اعترافی کنممممم
+ یا خدا
×بنال
♡ اون یونجون بوداااا روش کراش زدم وقت خدا کنه جفتم باشع 😭😭😭😭
× ریدم دهنتون که هر کدوم دو یکی کراش زده
+ اوه درسته و امروز صبح اصلا کسی وسط بازی همش خیره به فرمانده مین بود تو نبودی
بومگیو گفت
♡ داداش رو کسایی کراش زدیم که امگاها براشون رگ میزنن
× مرض گمشین بریم پایین
♡ وایسینننن
+ یا امام چی شد
× کر شدم
♡ لیبکلاس های مخصوص به رایحه امون و نزدیم ایشش
× ععع مخصوصا تهیونگ
+ بنظرتون جواب بده آخه اون با دوست پسرش میاد
× تو جفتشی درظم عشق واقعی اون عشقی که تورو به همه ترجیح بده و الان جوری هورمونیش میکنی که فقط تورو ببینه 😉
.
.
.
دیدگاه ها (۹)

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.⁹ . .اسلاید د...

روز دختر مبارک قاصدکام ❤️‍🩹

. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ𝑷𝒂𝒓𝒕.⁷ . .تهیونگ ن...

اسم : وارث ظلمت ژانر : سلطنتی . امگاورس. ماجرایی شیپ های اصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط