" درد "
" درد "
پارت۳
چند باره اینو ازت میپرسم؟
یا با نه جوابمو میدی یا با نمیدونم
ا/ت:من...نمیتونم...
کم کم بغض خفم میکرد و یه پلک برای ریختن اشکام کافی بود
جیمین:مامان اون حامله نمیشه
عصبی از جام بلند شدم گذاشتم اشکام جاری بشه
ا/ت:اره اره من نمیتونم حامله بشم اما این انتخابو من نکردم پسرتون بود که همچین زنی رو انتخاب کرد...
جیمین:ا/ت دهنتو ببند
ا/ت:تا کی؟؟تا کی باید این نگاهای تاسف بار رو تحمل کنم
اونم مقابلم بلند شد
جیمین:تا وقتی بتونی یکم بدرد بخور باشی
ا/ت:مگه من چیکار نکردم؟...چی خاستیو برات انجام ندادم؟؟
...
پارت۳
چند باره اینو ازت میپرسم؟
یا با نه جوابمو میدی یا با نمیدونم
ا/ت:من...نمیتونم...
کم کم بغض خفم میکرد و یه پلک برای ریختن اشکام کافی بود
جیمین:مامان اون حامله نمیشه
عصبی از جام بلند شدم گذاشتم اشکام جاری بشه
ا/ت:اره اره من نمیتونم حامله بشم اما این انتخابو من نکردم پسرتون بود که همچین زنی رو انتخاب کرد...
جیمین:ا/ت دهنتو ببند
ا/ت:تا کی؟؟تا کی باید این نگاهای تاسف بار رو تحمل کنم
اونم مقابلم بلند شد
جیمین:تا وقتی بتونی یکم بدرد بخور باشی
ا/ت:مگه من چیکار نکردم؟...چی خاستیو برات انجام ندادم؟؟
...
- ۸.۹k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط