{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" درد "

" درد "

پارت۱

ویوا/ت

سومین تست منفی رو انداختم تو سطل اشغال نفس عمیقی کشیدم ناامید رومو به سقف دادم
۴ساله داریم کنار هم میگذرونیم اما دلیلی برای خوشحالیو رضایت نیست
جیمین:ا/ت....(از بیرون)
با شنیدن صداش سریع از دستشویی اومدم بیرون
جیمین:چیزی شده؟
ا/ت:نه چیزی نشده...
جیمین:۱ساعت دیگه مامان اینا میرسن برو اماده شو این ریختی نبیننت
نگاهشو از چشمام گرفت و رفت بیرون
اما من قبلا اینجوری نبودم...کاش درک میکرد این صورت بی روح بخاطر گریه های تنهاییمه
رفتم جلو اینه کانسیلرمو برای زنده کردن اون دختر جوون قدیمی برداشتم...
میز شامو از قبل چیده بودم وقتی مهمونا رسیدن جیمین رفت درو باز کنه منم تقریبا اماده بودم
حلقه ی ازدواجمو از تو کشوی برداشتم و انداختم دستم
تند تند اومدم بیرون داشتم وارد سالن میشدم که پچ پچ هاشون توجهمو جلب کرد
...
دیدگاه ها (۱۴)

" درد "پارت۲مامان جیمین:تصمیمتو بگیر پسرم اینجوری نمیشهجیمین...

" درد "پارت۳چند باره اینو ازت میپرسم؟یا با نه جوابمو میدی یا...

" راه خیانت "پارت اخر" چند سال بعد "کوک ویواماده شدم رفتم پا...

" راه خیانت "پارت۶۶ویوکوکهمین که پارچه رو روی ا/ت برداشتم ما...

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

Love in the dark③⑤همه دور میز ناهار نشسته بودن.بوی غذا توی ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط