{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"آن بالاها

"آن بالاها
هواپیمای بزرگی گیر کرده
لای ابرها"

مردی در کوچه های بن بست می دود

"این پایین ها
کشتی بزرگی گیر کرده
لای تورها"

مردی در کوچه های بن بست می دود

از دست هات بی خبرم
دور مانده ام از همه جا
و دنیا سرخ است پشت این ترافیک
جا مانده ام لای سیم های خاردار
سیم های تلفن
من گیر کرده ام
پشت بوق های ممتد

من از همین کوچه های بن بست
به دشت ها و دامنه های زیادی رسیده ام
درست مثل ماهی سمجی
که می خواست در قوطی کنسرو
شنا کند

#بهزاد_عبدی
دیدگاه ها (۱)

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p43شب...قلعه برخلاف همیشه شلوغ‌تر بود.صدا...

p10

مرد بی رحم

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط