{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو بعد از عروسی

ویو بعد از عروسی
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم به سمت عمارت خود جونگکوک(خونه ای میخوان زندگی کنن)وقتی رسیدیم جونگکوک پیاده شد و درو برام باز کرد
منم پیاده شدم و به سمت در عمارت رفتم
رفتم توی عمارت که جونگکوک زود کنارم اومد و دستش رو دور کمرم حلقه کرد
همه خدمتکار ها بهمون تعظیم کردن
با دیدن من همشون حسرت میخوردن(اعتماد به سقف)
رفتیم و از پله ها بالا رفتیم
_اتاق من کو
+اونجا
_آها من رفتم
+باشه
رفتم توی اتاقم تا خواستم درو ببندم که جونگکوک پاش رو لای در گذاشت
_چیکار میکنی
+میخوام بیام تو اتاقم
_ها
+ها
_ها
+من و تو تویه یه اتاقیم
_چ...چی؟
+همین که گفتم حالا درو باز کن
_اوففف باشه
درو براش باز کردم که اومد تو
_خب
+خب
_خب حداقل برو بیرون میخوام لباسمو عوض کنم
+من که یه روز بدنتو میبینم(پوزخند)
_هه به همین خیال باش
تا اینو گفتم سمتم اومد و پرتم کرد روی تخت و روم خیمه زد
+میخوای نشونت بدم
_م...م...من...
حرفم با قرار گرفتن لباش به لبم قطع شد
منم دستم روی دور گردنش حلقه کردم و باهاش همکاری کردم
نفس کم آورده بودم که با دستام به سینش(استغفرالله📿)مشت میزدم ولی ول نمیکرد
شونش رو گرفتم که از خودم جدا کنم ولی نشد
که...
ادامه دارد...

میخوام حرستون رو دربیارم
شرط داریمممم
۱۰ تا لایک
۱۰ تا کامنت
همین
ناسلامتی ۱۹۰ و خورده ای فالوور دارم
لایک و کامنت بزارین دیگه ایشششش
دیدگاه ها (۱۱)

که...در باز شد و مامان کوک و یونا اومدن تو اتاقروشون رو برگر...

ویو صبحاز خواب بلند شدم رفتم پایین_صبح بخیر+صبح بخیر خرس_هی ...

ویو کوکگوشیم رو درآوردم که یکی زنگ زد+الو€سلام جونگکوک+بله€ب...

اوفففففف💢بچه ها یه کاری کنیممن میخوام فیک زیبایی حقیقی کلااا...

وقتی خواستم درو باز کنم دیدم قفله_کلیدو بده+نمیدم_بدهههههه+ن...

p4 بیو هانی : رفتم سمت درو درو باز کردم با دیدن اون صحنه خشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط