امشب کمی ستاره و یک ماه چیده ام؛
امشب کمی ستاره و یک ماه چیده ام؛
آری ،تو را به حد جنون خواب دیده ام؛
دستان سرد و بی رمقم باورش نشد،
وقتی به لمس باور دستت رسیده ام؛
گوشم غریب بود به آوای رفتنت،
شاید صدای پای تو را کم شنیده ام؛
من بودم و ستاره و یک کهکشان امید،
گویی به سمت و سوی خدا پر کشیده ام؛
از شوق دیدنت به همین لحظه ی عزیز،
یک بند و یک نفس به وصالت دویده ام؛
من منتظر نشسته به بوسیدنت ولی،
یادم نبود، این همه را خواب دیده ام
آری ،تو را به حد جنون خواب دیده ام؛
دستان سرد و بی رمقم باورش نشد،
وقتی به لمس باور دستت رسیده ام؛
گوشم غریب بود به آوای رفتنت،
شاید صدای پای تو را کم شنیده ام؛
من بودم و ستاره و یک کهکشان امید،
گویی به سمت و سوی خدا پر کشیده ام؛
از شوق دیدنت به همین لحظه ی عزیز،
یک بند و یک نفس به وصالت دویده ام؛
من منتظر نشسته به بوسیدنت ولی،
یادم نبود، این همه را خواب دیده ام
- ۷۴۰
- ۲۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط