پارت دیوانه وار عاشق
پارت۷ [ دیوانه وار عاشق]
سوهو: ای دختره لج باز
(چند مین بعد)
ات: بزن بغل
راننده: چرا خانوم
ات: گفتم بزن بغل ( با داد)
راننده: چشم خانوم
(ات آروم از ماشین پیاده شد و رفت یه جای خلوت)
ات: دستم درد میکنه( با گریه) اصلا چرا گذاشتم دستم رو بگیره..
دینگ دینگ
( برای ات پیامک اومده)
از طرف سوهو:
هنوز تموم نشده ات...
ات: ای خدااا این ول کن نیست
(توی خونه)
ات: سلام
م ات: سلام
ب ات: برو لباساتو رو عوض کن مهمون داریم
ات: چشم پدر( با لکنت)
(از دید ات):رفتم یه دوش مینی گرفتم و اومدم لباس هام رو پوشیدم و یه میکاپ ساده کردم که یه دفعه.... صدای در اومد..
تق تق
م ات درو باز کرد
م ات: سلام خیلی خوش اومدین بفرمایین
جونگ کوک: سلام خیلی ممنون
ب ات: سلام خیلی خوش اومدین بفرما خونه خودته
جونگکوک: خونه با صفایی داری آقای کیم ( فامیلی شون کیم هست)
ب ات: نظر لطفتونه بفرمایید
م ات: ملیکا( اسم خدمتکاره) نوشیدنی مخصوص بیار برای آقای جئون
ملیکا: چشم خانوم
ب ات: ات بیا پایین..
مایل به پارت بعد؟؟؟؟؟؟
حمایتتتتتتتتتت ببخشید زود زود نوشتم کم شد واقعا ببخشید
سوهو: ای دختره لج باز
(چند مین بعد)
ات: بزن بغل
راننده: چرا خانوم
ات: گفتم بزن بغل ( با داد)
راننده: چشم خانوم
(ات آروم از ماشین پیاده شد و رفت یه جای خلوت)
ات: دستم درد میکنه( با گریه) اصلا چرا گذاشتم دستم رو بگیره..
دینگ دینگ
( برای ات پیامک اومده)
از طرف سوهو:
هنوز تموم نشده ات...
ات: ای خدااا این ول کن نیست
(توی خونه)
ات: سلام
م ات: سلام
ب ات: برو لباساتو رو عوض کن مهمون داریم
ات: چشم پدر( با لکنت)
(از دید ات):رفتم یه دوش مینی گرفتم و اومدم لباس هام رو پوشیدم و یه میکاپ ساده کردم که یه دفعه.... صدای در اومد..
تق تق
م ات درو باز کرد
م ات: سلام خیلی خوش اومدین بفرمایین
جونگ کوک: سلام خیلی ممنون
ب ات: سلام خیلی خوش اومدین بفرما خونه خودته
جونگکوک: خونه با صفایی داری آقای کیم ( فامیلی شون کیم هست)
ب ات: نظر لطفتونه بفرمایید
م ات: ملیکا( اسم خدمتکاره) نوشیدنی مخصوص بیار برای آقای جئون
ملیکا: چشم خانوم
ب ات: ات بیا پایین..
مایل به پارت بعد؟؟؟؟؟؟
حمایتتتتتتتتتت ببخشید زود زود نوشتم کم شد واقعا ببخشید
- ۱۴۵
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط