{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت ام رمان عاشقم شو خلاصم کن

قسمت ۶ ام رمان عاشقم شو خلاصم کن 😍 😍 😍
واااااییییی خداااا سهون از حالت بهت زدگی خنده رو لباش نشست و زد زیر خنده با پرویی به من نگاه کردو گفت واااای چه دختر خوش مزه اییی همه خدمتکارا یا جیغ میکشیدن یا دهناشون ۳۶۰ درجه وا شده بود منم که رفته بودم ته زمین از خجالت 😔 😔 بریده بریده گفتم م...تا....سف...مم..
و دوییدم سمت اتاقم هنو صدای خنده بچه ها میومد اول رفتم حموم حالا خداروشکر کسی نبود از مدیر برنامه ها وگرنه پوست کله منو کاج میگرفتن😰 😰
از خجالت نمیتونستم بیام تو سالن اما مجبور بودم چاره ای نداشتم همین از اتاق اومدم بیرون چانی خندیدو گفت به به خانوووومممم خوشمزهعهههه بعدشم ریز خندید اخمی کردمو از کنارش گذشتم خلاصه هر کدومشون یه چی میپرونند خدا لعنتت کنهه سهون !!🙄 🙄 🙄 🙄 🙄 🙄 🙄 🙄 🙄 🙄 یع راس رفتم آشپز خونه سویون بدون اینکه به روم بیاره غذا هارو باهم اماده کردیم و با مهربونی بهم نیگا میکرد اونم فهمیده بود سهون میخواد موقعیتمو متزلزل کنه برا همین در این مورد چیزی نگفت امروز روز تعطیل هست و میتونم برم به خونوادم سری بزنم اول رفتم بازار یه عروسک خوشگل برا ابجی کوچولوم گرفتم که ۷سالشهو اسمش جیورا هست و دو دست لباس برا مامان بابام یه کتاب تخیلی هم برا جوانگ گرفتم داداشم ۱۵ سالشه!!!!!
دیلینگ دیلینگ ابجیم درو باز میکنه و داد میزنههه اخ جوووون جیووون ماااااماااان ابجی اومدههه بعد یه ماه بالاخره تونستم مرخصی بگیرم مامانم با دیدن من گریه افتاد و منو محکم بغل کرد منم داشتم بوش میکردم دلم براش تنگ شده بود
خب دخترم مشکلی نداری؟؟؟
نه بابا جون 😊 😊 😊 مامانم همونطورر که چای میاوورد گفت مرد چن بارمیپرسی؟؟خستش کردی بچموووو دخترم امشب کیمچی درس میکنم برات بخوری جون بگیری لبخندی و زدمو گفتم نه مامان جون کیمچی دردسر داره خودتو اذیت نکن
مامان خوراک گوشت گاو وحشی بپز من دوس دارمم😄 😄
یاااااااااجوانگ تو چی هستی واقعااا؟؟؟من میخوام برا خواهرت غذا بپزم بلند خندیدمو گفتم مامان همینو بپز منم میدوستممم😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 یکم خودمو واس مامانم لوس کردم و رفتم تو اتاقم .....تمیز بود و برق میزد همه چی سر جاش بود اخیششش خیلی وقت بود رو تختم نخوابیدم
سهون داشت دنبالم میدویید نفس کم اووردم که یهو پیرهنمو از پشت گرفتو محکم بغلم کرد کجا به این زودی خانوم کوچولو؟؟؟!!!واااای ننه این میخواد چه غلطی کنه چرا کسی نیس اینجا؟؟ محکم و وحشیانه لبامو میمکید انقدر که لبام خونی شد پرتم کرد تو تختش یاخداااااا داشت میومد روم که یهو لوهان اومد .....همونطور زیر دست و پای سهون داد میزدم و کمک میخواستم اما اون فقط میخندید خخخخخ خاک تو مخت بیداااار شووو این صدای جوانگ بود اروم چشامو باز کردم تند تند نفس میکشیدم جوانگم فقط بلند میخندید
خدایاااا این خواب خاک بر سری چی بود دیههه هووووف خدارو شکر خواااب بوداااا😯 😯 😰 😰 😰 😰 😰 😰 😰 😰 😰 یه لیوان آب سرد خودمو حالم جا اومد قرار بود تو همین هفته گروه اکسو برن اردو با چن تا گروه دیگه البته بعضی از اعضاها ملت مستن 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 :face_wit
دیدگاه ها (۶)

عاشقم شو خلاصم کن قسمت ۷ماشینا حرکت کردن ماشین اکسوال ها جلو...

عاشقم شو خلاصم کن قسمت ۸❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️❤ ️من نیس...

قسمت پنجم رمان عاشقم شو خلاصم کن 😍 😍 😍 برگشتم سمت در که دیدم...

قسمت چهارم عاشقم شو خلاصم کن ❤ ️❤ ️❤ ️👇 👇 👇 وای نههههه همه ب...

وحشی پارت: 1••••سلام من اتم و 17 سالمه ما تو کره زندگی میکنی...

پآرت23. دلبرک شیرین آستآد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط