هیچوقت اون روزو یادم نمیره

هیچوقت اون روزو یادم نمیره...
دنبال یه تائویه مناسب میگشتم
که از گوح شانسیم پیدا نشد
یه سوهو و یه دی او اومدن پیجم
منم که دیدم همه با یکی رل زدن من موندم سینگل
گفتم خو همین الان همزمان از هردوشون خواستگاری میکنم
همین کارم کردم
همزمان
هردو هم جواب مثبت دادن
زندگی خوبی بود
چه شبایی که پشت سر نذاشتیم!!
اما چند وقت بعد رفتم و بعد از چند هفته برگشتم
دیدم هیشکی سراغمو نگرفته
افسردگی گرفتم
دی او رو تو پیج یکی دیگه پیدا کردم
یه کم با هم گپ زدیم
گفت زن داره و بچه
منم حرفی نزدم
چون خودم 4تا زن داشتم
حق داشت خو!
سوهو هم بعد از کلی گپ زدن گفت میخواد یه مدت از ویس بره و رفت
باز صد رحمت به سوهو ندا داد!
دی او چی؟
اصن انگار نه انگار من وجود دارم
باشه اشکالی نداره
ولی واقعا نامردیه که چن نفر بریزن سرت و در حالی که کاری نکردی زیر حرفاشون لِهِت کنن
باشه اشکالی نداره
منتظر اتفاق خوب یا بد بعدی هستم
اشکال نداره
:)(
دیدگاه ها (۲۰)

یه جوریه این عکس!!انگار تائو تاپه!!!انگار من داشتم زیر بارون...

بسه دیگه لطفا تمومش کنینکسی مزاحمم نشه لطفامن از جیون خانوم ...

عی باباااااماهم تا اومدیم به یکی دل بستیم یه چیزی شد رفتدیگه...

من از دار دنیا 4تا زن و دوتا بچه و یه بابابزرگ بابابزرگ و یه...

زیر باران سئول[پارت 2]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط