{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part11

Part11


آقای لی وارد دفتر شد.

مدیر گفت: — آقای لی، پرونده‌ی جک رو بیار.

آقای لی با تعجب گفت: — جک؟ باز چی کار کردی؟

مدیر جواب داد: — دخترم رو کتک زده.

جک و جیمین با تعجب به مدیر نگاه کردند.

جک گفت: — دخترتون؟

مدیر با خونسردی گفت: — آره، دخترمه. مشکلی هست؟

بعد با لحنی کنایه‌آمیز اضافه کرد: — ببخشید، یادم نبود باید از شما اجازه می‌گرفتم!

آقای لی سریع گفت: — نه، ببخشید! الان پرونده‌ی جک رو میارم.

چند لحظه بعد پرونده را آورد و به مدیر داد.

مایا رو به پدرش گفت: — بابایی، حالا می‌تونی این دفعه جک رو ببخشی؟

جیمین که کنار مایا ایستاده بود، با تعجب گفت: — چرا داری می‌گی جک رو ببخشه؟ بگو اخراجش کنه!

مایا آرام جواب داد: — نه دیگه... می‌خوام عذاب کشیدنش رو تو مدرسه ببینم. می‌خوام ببینم چی کار می‌کنه.

جیمین کمی مکث کرد و گفت: — باشه.

مدیر پرونده رو بست و رو به جک کرد:

— خب جک، این دفعه به خاطر دخترم می‌بخشمت. ولی دفعه‌ی بعدی دردسر درست کنی، اخراجت می‌کنم. فهمیدی؟

جک سرش رو پایین انداخت.

— باشه.

مدیر رو به مایا کرد:

— مایا، تو هم بعد از مدرسه بیا دفترم.

مایا گفت: — باشه.

مایا، جیمین و جک از دفتر مدیر بیرون رفتند.

جک رو به مایا کرد و گفت: — مایا، مرسی که کمکم کردی. زندگیمی!

مایا لبخند کوچیکی زد و گفت: — خواهش می‌کنم.



چطور بود
دیدگاه ها (۰)

#میکاپ_آرتیست_من

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۵ صبح روز بعد، هشت نفر جلوی دفتر مدیر...

پارت ۴ | تصمیم غیرمنتظرهجونگ‌کوک و مدیر پرورشگاه توی دفتر نش...

چندپارتی جیمین

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔بعد از رفتن لیااتاق دوباره ساکت شده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط