{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یار هی یار یار

یار، هی یار، یار!
اینجا اگرچه گاه
گل به زمستان خسته، خار میشود
اینجا اگر چه
روز گاه چون شب تار میشود
اما بهار میشود!
من دیده ام که میگویم . . .
سید_علی_صالحی
دیدگاه ها (۱)

یک روزی، یک جایی، آدم‌های هم فرکانس، همدیگر را پیدا می‌کنند!...

به عشق همه پدرااونایی که هستن ، سایشون مستدام.....اونایی که ...

اسفند هر چه سرد، هرچه سخت اما در پی اش بهاری هستدرست مثل زند...

تنهایت می گذارد، تو می مانی و یک ردپاگرمای دست هایت می رود، ...

آهوی بره ای سفید گم کردمرخ سوی ولایت های مردم کردممردم خو می...

غزل شماره ۲✿ سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا آن نشد عاقبت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط