{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بے تو اینجا کہ منم ؛

بے تو اینجا کہ منم ؛
سخت هوا بارانے ست
دل جدا ، ابر جدا ،
چشم جدا ، بارانے ست
هے نگو فصل بهار است ،
نگو معمول ست !
چشم هایے کہ کویر است
چرا بارانے ست؟
بے تو، عطار ترین
شاعر این شهر گریخت !
و از آن لحظه ے غمگین ،
همه جا بارانے ست.
دیدگاه ها (۱)

3

تا زمانیکه به عمق واقعی انسانها پی نبرده ایدوستشان نداشته با...

سوختم،آتش گرفتم، دم زدن! رسمم نبود؛من فقط خاکستری از آتش دیر...

زمان زمان عجيبی‌ست، امتحان سخت استطی زمانه‌ی بی صاحب الزمان ...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دو...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط