{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معلم گفت :

معلم گفت :
عشق را معنا کن
پسرک جواب داد :
نمیدانم عشق چیست
اما وقتی
مادرم صبحها لقمه نان و پنیرش
را در کیفم میگذارد
و به دروغ میگوید:
عزیزم بخور باز هم هست
دلم میلرزد

دروغ مادرم یا شاید لرزش دلم
همان عشق باشد ...👌🏻👌🏻👌🏻
دیدگاه ها (۸)

‹ پاییز شد و مهرش به دل نشست🍂🍃🌸 #BEA...

به داشته ها،موقعیت ها و آدم هایِ خوبِ زندگی امفکر می کنم.به ...

#زیبا

#خاص

خون آشام من /پارت۱۱

ص ۶۹پریسا متوجه پریشانیم بود ولی همه انهارا به بیماری پدرم م...

پرسه در جنگل...[پارت چهارم]اتاق مهمان...ات روی تخت نشسته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط