{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"یک قرار سخت اما دوستداشتنی"

"یک قرار سخت اما دوستداشتنی"
p1

جیمین ویو:
امروز اولین سالگرد رابطه من و ا.ت بود و منم میخواستم غافلگیرش کنم و بهش زنگ زدم که امشب بریم بیرون تا بتونم برنامه هامو اجرا کنم
-الو...جانم جیمین
+سلام چاگیا...خوبی؟
-اره خوبم...چیزی شده؟
+مگه باید چیزی بشه که به دویت دخترم زنگ بزنم
-اره.تو هروقت زنگ میزنی کار خاصی داری هیچوقت الکی زنگ نمیزنی😄
+امروز کار خاصی داری؟
-نه...چطور؟!
+بریم سرقرار
-گفتم تو یه کاری داریااا
+خب؟
-امروز خیلی خستم میشه بزاری برا یه وقت دیگه؟
+نه چاگی نمیشه...ساعت پنج میام دنبالت
-جیمین...
+بله
-نه هیچی بای
+میبینمت بای

تلفن رو قطع کردم به تهیونگ زنگ زدم تا یه میز تو کافه ش برام رزرو کنه(از کی تاحالا تهیونگ صاحب کافه شده و نا خبر نداشتیم)
: سلام بله
+سلا ته...حیمینم
: خب...
+بهترین میزتو میخوان رزرو کنم
: قبلا رزرو شده
+اینم شانس***شده منه
: حالا چیکار کنم؟
+یجا که موقعیت مکانیش خوبه برام جور کن
: باش خدافظ

تلفن رو قطع کردم به جونگ کوک زنگ زدم. اون بهترین گالری حواهرات تو سئول یا بهتره بگم تو کل کره داشت(جوووون باو...کوکی خودش یه پا جواهره)
/سلام جیمین
+سلام
/حتما دوباره واسه دوست دخترت...
+اره... ساعت چهار و نیم میام پیشت فعلا
/باش یه کار خوب برات پیدا میکنم فعلا
دیدگاه ها (۱)

باورتون میشه اونا این حرفا رو بهمون زدن؟

🥺💜

صبح بیدار شدم گوشیمو روشن کردم و وارد ویسگون شدم دیدم💜🤩💯100 ...

شب بخیر آرمی💜💫

فیک کوک پارت =۳ویو ا.ت یه روز بدی رو گذرونده بودم چون هیچ کا...

پارت ۶خونه بودم نادیا بهم زنگ زدو گفت ببخشید بابت توهم نزاشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط